حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2623

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

به پهلو تبديل يافته و پهلوى و پهلوانى ، يعنى منسوب بپارت يا پارتيها . در سالنامه - هاى ارمنستان ، ذكر اين خانواده‌هاى اشكانى و شجاعت و كارهاى فوق‌العاده آنها زياد است . بعد اين اشكانيان ، چنان كه سن‌مارتن گويد ( همانجا ، جلد دوّم ، صفحه 292 ) به دو شاخه منقسم گشتند : شاخه كيليكيّه ، كه در 1200 م . منقرض گرديد و شاخه آنى « 1 » ، كه در ارمنستان بزرگ تا نيمه قرن سيزده م . وجود داشت و پس از آن اين شاخه هم انقراض يافت . ضمايم كتاب چهارم اول - آذربايجان آذربايجان ، چنان كه در صفحه 1069 گفته شد ، يكى از قسمتهاى ايران بود ، كه خيلى زود از دولت سلوكى جدا شد . اگرچه تاريخ جدائى آن صريحا معلوم نيست ، ولى چنين به نظر ميآيد ، كه قبل از باختر و پارت دعوى استقلال كرده و اگر استقلال تام نداشته ، استقلال داخلى را دارا بوده و سلوكيها اين اندازه استقلال آن را زود شناخته ، خانواده آثروپات را ابقاء داشته بودند ، ديگر بطور صراحت ديده مىشود ، كه يونانيها در اينجا نفوذى نداشته‌اند ، آذربايجان در مقابل يونانيّت سنگر ايرانيّت بوده و سنن و آداب زرتشتى در اينجا پناهگاهى يافته بود ( بوشه - لكلرك ، تاريخ سلوكيها ، صفحه 57 ) . بعد از قوّت يافتن دولت پارت ، آذربايجان متّحد دولت مزبور گرديد ، يعنى پادشاهى داشت ، كه دست‌نشانده پارت بود . در جنگ آن‌تونيوس رومى با فرهاد چهارم اينوضع به خوبى حسّ مىشود و بعد از اين زمان هم مناسبات دست‌نشاندگى آذربايجان نسبت بدولت پارت ، به خوبى روشن است . بعد در زمان بلاش اوّل برادر بزرگتر او پاكر در اينجا پادشاه است ، يعنى سلسله اشكانى بر تخت آذربايجان

--> ( 1 ) - Ani .